آن شرلی یا جودی ابوت؟ کدام شخصیت را بیشتر می پسندید؟

 حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست




از اون سالهای نوجوانی خودمون که تلویزیون سریال بابا لنگ دراز رو نشون میداد تا همین سال ها که دخترم بازپخش صدمش رو نگاه میکرد، من همه ش ناخودآگاه مقایسه ای بین کاراکتر "جودی ابوت" و "آن شرلی" در ذهنم شکل میگرفت. وجوه شباهتشون مشخصه: هر دو یتیم هستند، هر دو از پرورشگاه اومده ن، هر دو برون گرا هستند، هر دو 
خیال پرداز و خوش بین هستند و زخم های پشت سرشون رو تقریبا کاملا به دست فراموشی سپرده ن.

این قضاوتا بر اساس تماشای نسخه تلویزیونی تولید شده توسط استودیو نیپون ژاپن بود که همه دیدیه ن. یه بار یهو احساس کردم یه تفاوت مهم دارند و اون این که جودی تمام آینده ش رو در دانشگاه میبینه ولی آن شرلی در گرین گیبلز میمونه. اینجا بود که احساس کردم باید هر دو کتاب رو بخونم تا بتونم قضاوت درست تری داشته باشم. بابا لنگ دراز رو خیلی زود تموم کردم و الآن وسطای جلد یک آن شرلی هستم. وقتی با کتاب ها برخورد کردم فهمیدم بابا لنگ دراز یه اثر نسبتا ساده س ولی آن شرلی یک اثر بسیار ادبی تر، تصویری تر و داستان پردازانه تر و خلاصه از هر لحاظ کامل تر و شاخص تره. با این حساب حالا که بلافاصله بعد از خوندن بابالنگ دراز دارم آن شرلی رو میخونم و تردیدی ندارم آن شرلی 5 ستاره میگیره، ناچارم به بابالنگ دراز 4 ستاره بدم. پس لطفا کسی ناراحت نشه :)

اساسا به لحاظ فرم قصه گویی هم فرم نامه نگاری (اونم یک طرفه) فرم بسیار ساده ای هستش
مقایسه ای هم که از ابتدا داشتم دقیق نبود. جودی از پایان دبیرستان وارد داستان میشه و آقای جان اسمیت بهش لطف میکنه که بره دانشجو بشه ولی آن شرلی حتی درست و حسابی مدرسه هم نرفته و سنش خیلی کمتره. فقط نکته اینه که در آن شرلی به لحاظ تحلیل اخلاقی و اجتماعی هم با یه چیز خیلی عمیق تر روبرو هستیم: ماریلا و متیو به عنوان یه خواهر و برادر روستایی به شدت درونگرا تصمیم به شدت سختتری میگیرن برای به فرزندی قبول کردن آن شرلی ولی آقای جان اسمیت که اصلا در داستان حاضر هم نیست فقط یه سرمایه دار شهری نیکوکاره که در واقع با هیچ امتحان اخلاقی سختی هم روبرو نشده.



به هر حال کماکان مشغول خوندن و لذت بردن از آن شرلی هستم و بعدا ممکنه قضاوتم دقیق تر بشه

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ